
بسیاری از سازمانها با وجود تلاشهای مستمر، شاهد افت تدریجی بهرهوری در واحدهای مختلف خود هستند؛ افتی که اغلب علت آن بهسادگی قابل شناسایی نیست و در لایههای پنهان فرآیندها و ساختار تصمیمگیری ریشه دارد.
فرآیندهای موازی و ناهماهنگ
یکی از رایجترین دلایل کاهش بهرهوری، وجود فرآیندهای موازی و ناهماهنگ میان واحدهاست که باعث اتلاف زمان و منابع میشود. شناسایی و یکپارچهسازی این فرآیندها، نخستین گام در مسیر بهبود است.
نبود شاخصهای عملکرد شفاف
بدون شاخصهای عملکرد مشخص، ارزیابی دقیق عملکرد واحدها و افراد دشوار میشود. طراحی نظام سنجش عملکرد، مسیر تصمیمگیری مدیران را روشنتر میکند.
مقاومت در برابر تغییر
فرهنگ سازمانی مقاوم در برابر تغییر میتواند مانع اجرای موفق راهکارهای بهبود شود. مدیریت این مقاومت نیازمند برنامهریزی دقیق و همراهی تدریجی تیمهاست.